|
چند جمله 1 تحمل پرسيدكه دشوارترازمرگ چيست؟عشق گفت: فراق يارازهمه دشوارتراست اي جانانه بدان زندگي هميشه بهاري نيست. گاهي هم عابرخزان برآن سايه مي افكندپس روزگاري كه وجودم رادراين جهان حس نكردي براي شاديم قطره اشكي بريز. توي تنهايي يام بازم نشسته بودم مثل گذشته ها باز هميشه خسته بودم بوسه به قلبم زدم شايد كه آروم بشه يادم اومد يه روزي قلبمو بسته بودم روي سرم كشيدم شونه ي عاشقي رو آخه تو تنهايي يام خيلي شكسته بودم واسه خودم ميگفتم از خوبي روزگار يادم اومد يه روزي روزا رو شسته بودم همش بهت ميگفتم تقصير اين و اونه ديدم كه قفل عشقو خودم نبسته بودم. روزي که به دنيا آمدم صدايي در گوشم طنين افکند که تا اخر عمر با
چند جمله 2
.........؟!
" تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی که من از هر موج تبسم تو به سان قایق سر گشته روی گردابم "
نام : گمنام شهرت : آواره شغل : عاشق نام مادر: گريان نام برادر: انتظار محله : از ديار فراموش شدگان غزل : آه جرم : به دنيا آمدن پلاک : بيکران نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار |
About![]()
ممنونم از اینکه این وبلاگ رو برای بازدیدانتخاب کردید.نظریایت نره عزیم.
Home
|